یادمان:به آذین
صدای مردم  
info@sedayemardom.net    

صفحه اصلي   |  خسرو روزبه   |  احسان طبری  |  دکتر تقی ارانی   |   به آذین   |   سایه   |   یاد یاران   |   درباره ما  

آنچه سال گذشته گفته نشد، امسال گفته شد
جان شيفته، پيرش کرد!
سخنرانی و شعرخوانی محمدعلی عموئی، محمد خليلی، جعفرکوش آبادی، کاوه به آذين، عليرضاجباری، سهيل آصفی...
محمدعلی عموئي: به آذين را يکبار ديگر، در آخرين زندانم (جمهوری اسلامی) که سخت ترين زندان عمرم بود ديدم. مردم در تلويزيون در شوهای تلويزيونی سيمايی مخدوش شده از به آذين ديدند، ولی همگان می دانند چگونه اين برنامه ها ترتيب داده می شد و چگونه با نام و ياد افراد بازی می شود.
در روز بیست و سوم دی ماه 1293 خورشیدی در کوی خُمِیران محلة چهل تن رشت، پسرکی به دنیا می آید که نامش را محمود می گذارند. تازه پای در دبستان گذاشته بود که انقلاب سرخ گیلان به ناکامی منجر شد.
به خاطر می آورد که سر میرزا کوچک خان جنگلی، سردار انقلاب را بر نیزه کرده بودند و در کوچه و بازار رشت می گرداندند.
"من، نه با اشک حسرت، که با لبخند خواهم مرد، طنزي نه چندان تلخ بر لب... "با سري چون خم جوشان رفت. تنها. و چشم ها نگران او.... ديگر او خود او نيست، همه است، يک لحظه در هستي بيکران همه...."
« به یاد تو و به نام تو،ای همه تو ،به زودی خواهم رفت.
و به یقین نه جای اندوه است،نه شادی. حادثه ای است طبیعی و ضروری.
محمود اعتمادزاده، فرزند زمین به مادر پیوست.
آمد مگسی پرید و ناپیدا شد.
با درود و بدرود. به آذین.»
با یادمحموداعتمادزاده(به آذین):چهره ی درخشان ادبیات کارگری ایران
فرازی از سخنان تاریخی به آذین در واپسین شب از شب های شعر انستیتو گوته:
خواست ما، بازگشت به آزادی است.
آزادی غايت مقصود ماست، امروز و هميشه.
ما اين آزادی را حق همه می دانيم و برای همه می خواهيم؛ همه، بدون کم ترين استثنا.




انتشار اخبار، مقالات و بيانيه ها در اين سايت الزاماً به معناي تاييد آن‌ها نيست
info@sedayemardom.net